سه شنبه, 17 تیر 1399

در دفاع از سخنان غیر مستند


 
نامه‌اي خواندم به امضاي 100 روزنامه‌نگار در انتقاد از عملكرد انجمن صنفي روزنامه‌نگاران استان تهران كه با وجود آنكه در متن آن به صراحت در مورد انجمن آمده «چيزي كه ماهيتا از آنِ ما نيست» و البته از آنجايي كه اكثريت قريب به اتفاق نويسندگان نامه همچون من عضو انجمن نيستند، بر خود فرض ديدم كه از اين سخن درست حمايت كنم، زيرا به نظر مي‌رسد كه تنها سخن درست در كل نامه همين يك جمله باشد كه در ادامه توضيح مي‌دهم. از آنجايي كه سال‌هاي متمادي است كه درگير مسائل صنفي در حوزه مشاغل فرهنگي هستم و چه به عنوان عضو هيات موسس انجمن صنفي طراحان گرافيك ايران يا عضو هيات‌مديره آن و چه به عنوان عضو انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران و فعال در كميته عضويت آن انجمن، با شأن و جايگاه نهادهاي صنفي كاملا آشنا هستم، مي‌دانم كه هر نهاد صنفي قانونا فقط نسبت به اعضاي خود پاسخگو است و «ماهيتا از آنِ» غيرعضو نيست. همين نكته كليد اصلي فهم نامه اين دوستان عزيز است كه با وجود حساسيت به‌جا نسبت به سختي و رنج اهالي اين حوزه كه دهه‌هاست گرفتار آنند، اما متاسفانه از اين نكته بديهي غفلت كرده‌اند كه وقتي بنا به آنچه خود اعلام كرده‌اند عضو اين نهاد صنفي نيستند، دليل نوشتن چنين نامه‌اي كه در پايانش هشت سوال نيز طرح شده، چه بوده است؟ آيا انتظار دارند انجمن به سوالات افرادي غيرعضو پاسخ دهد؟ يا مي‌دانند انجمن فقط پاسخگوي اعضاي خود است ولي انتظار دارند كه هيات‌مديره در يك محذور اخلاقي، به افرادي كه عضو انجمن نيستند پاسخي دهد، يعني به همان‌هايي كه در مورد رابطه‌شان با انجمن به صراحت گفته‌اند «ماهيتا از آنِ ما نيست؟» اگر از اين بگذريم كه نويسندگان نامه از همان ابتدا خود را در جايگاهي نشانده‌اند كه پرسشگري خود را بلاموضوع كرده‌اند، به نكته ديگري در نامه مي‌رسيم كه حتما نويسندگان نامه برايش جوابي دارند ولي به هر دليل در نامه‌شان روشن نيست كه طرح آن در اين نامه متكي به چه منطق و دليلي بوده است. اين دوستان و همكاران عزيز در بخش ابتدايي نامه خود نوشته‌اند: «انجمن صنفي روزنامه‌نگاران استان تهران، به استناد تركيبِ بعضا كارفرمايي هيات‌مديره.....» احتمالا اين دوستان براساس تجربيات روزنامه‌نگاري خود چنين گمان دارند كه بيان چنين سخني نياز به ارايه دليل روشن ندارد و همين كه بگويند «تركيبِ بعضا كارفرمايي هيات‌مديره»، كافي است و خواننده نامه بايد آن را همين‌طور بدون ارايه هيچ مستنداتي بپذيرد، ولي نكته جالب‌تر اينكه احتمالا اين دوستان از ساختار تشكيلاتي يك انجمن بي‌خبرند و نمي‌دانند كه اولا وقتي يك انجمن كارگري است، هيچ كارفرمايي حق عضويت در آن را ندارد و از آنجايي كه قلب يك نهاد صنفي، مجمع آن است، حتي اگر بر فرض، چنين اتفاقي هم افتاده باشد و يك كارفرما عضو نهادي كارگري شده باشد، مجمع كه متشكل از اعضا است، چنين فردي را از عضويت در نهاد صنفي و كانديداتوري خلع مي‌كند. از طرف ديگر به فرض كه چنين فردي عضو هيات‌مديره شود، ايراد به مجمع و نهاد ناظر و مرجع بالادستي است. البته چنين اتهامي، توهين به شعور اعضاي مجمع است كه احتمالا از منظر نويسندگان نامه، آن اعضا نمي‌دانند كانديداها، كارفرما هستند و در نقطه مقابل، نويسندگان نامه كه عضو انجمن نيستند اين را مي‌دانند. در اينجا شايد بد نباشد گريزي بزنيم به سوالاتي كه دوستان طرح كردند تا معلوم شود تا چه ميزان از آگاهي نسبت به ساختار تشكيلاتي يك نهاد صنفي برخوردارند. طبق قانون، هر انجمن صنفي موظف است كه گزارش سالانه فعاليت‌هاي خود را به مجمع ارايه كند و بدون تصويب مجمع و تاييد بازرس منتخب مجمع، اين گزارش بلاموضوع خواهد بود. از اين رو مي‌توان به صراحت گفت وقتي نويسندگان نامه از شكل قانوني گزارش در يك نهاد صنفي بي‌اطلاعند و بر پايه همين بي‌اطلاعي از روند گزارش به مجمع صنفي مي‌نويسند: «چرا «انجمن صنفي روزنامه‌نگاران تهران» گزارش دقيقي از جلسات هيات‌مديره و مذاكرات و تصميمات اتخاذ شده به‌صورت ماهانه و سالانه ارايه نمي‌دهد؟...»، شايد قبل از نوشتن در هر موضوعي لازم باشد در مورد موضوع به اندازه كافي كسب اطلاع كنند و بعد دست به قلم ببرند. متاسفانه نويسندگان نامه، احتمالا به دليل همان كه عضو انجمن نيستند، از ساختار تشكيلاتي يك نهاد صنفي بي‌اطلاعند و در خوشبينانه‌ترين حالت، مبناي نامه‌شان بر همين بي‌اطلاعي بنا شده و البته بنايي كه بر اين كجي ساخته‌اند، تا انتها كج رفته است. شايد بهتر باشد اين دوستان به جهت احساس مسووليت صنفي كه دارند، ابتدا عضو انجمن بشوند و بعد به عنو

ان يك عضو فعال و از موضع اعضاي انجمن پرسش خود را طرح كنند تا هيات‌مديره، قانونا موظف به پاسخگويي باشد، همچنين با انتخاب خود مي‌توان افراد را تغيير و تركيب را مطابق ميل اكثريت انتخاب نمود. نه آنكه از «چيزي كه ماهيتا از آنِ» آنان نيست توقع پاسخ داشته باشند و دوم اينكه به روزنامه‌نگاري متعهد باشند و بدون ارايه مستندات و دلايل سخن نگويند و اگر به هيات‌مديره يك نهاد كارگري، اتهام كارفرمايي مي‌زنند، براي اين اتهام خود دليل روشني ارايه كنند. البته شايد شيوه غيرمستند سخن گفتن فضاي مجازي به محيط‌هاي واقعي نيز سرايت كرده باشد... البته شايد بهتر بود از آنجايي كه من هم عضو انجمن نيستم، در دفاع از سخنان غيرمستند مي‌نوشتم نه اينكه بر سخنان غيرمستند خرده بگيرم.

آخرین خبرها

  • نامه‌ی حسن نمکدوست تهرانی و عباس عبدی به رییس قوه قضاییه و درخواست برای آزادی مجید سعیدی
    یکشنبه, 21 شهریور 1400

    در پی طولانی شدن بازداشت مجید سعیدی عکاسِ نام‌آشنای ایرانی، روسای هیات مدیره‌ی انجمن‌های سراسری و تهران، حسن نمکدوست تهرانی و عباس عبدی، مشترکا در نامه‌ای خطاب به غلامحسین محسنی اژه‌‌ای رییس قوه قضاییه، خواهان آزادیِ وی از زندان شدند.
    این نامه امروز صبح برای ریاست قوه قضاییه ارسال شد.

    نامه‌ی حسن نمکدوست تهرانی و عباس عبدی به رییس قوه قضاییه و درخواست برای آزادی مجید سعیدی
  • درگذشتِ صولت فروتن روزنامه‌نگار
    یکشنبه, 07 شهریور 1400

    صولت فروتن، روزنامه‌نگار عصر شنبه، ششم شهریور ماه به علت ایست قلبی درگذشت. مرحوم فروتن، سردبیر سابق نشریه قوه قضاییه و از روزنامه‌نگاران نسل میانه بود. او با روزنامه‌های کیهان و جام جم و آتیه همکاری کرده بود و پیش از این سردبیر پرتال قوه قضاییه بود.

    درگذشتِ صولت فروتن روزنامه‌نگار
  • بیانیه خبرنگاران بازمانده از واژگونی اتوبوس
    شنبه, 16 مرداد 1400

    خبرنگاران بازمانده از واژگونی اتوبوس خبرنگاران، همزمان با چهلم این رویداد، بیانیه‌ای صادر کردند. متن کامل این بیانیه به این شرح است:

    ۴۰ روز از آن چهارشنبه شوم می‌گذرد. چهارشنبه دوم تیر ۱۴۰۰. عصر تلخ و تیره‌ای که اتوبوس خبرنگاران محیط زیست ایران در مسیر فرعی پیرانشهر به نقده در استان آذربایجان غربی، واژگون و جامعه ایران داغدار شد. داغدار خبرنگاران؛ «مهشاد کریمی» و «ریحانه یاسینی» که جان عزیزشان را در این سانحه هولناک از دست دادند.
    پس از گذشت 40 روز از آن فاجعه، هيچ‌يك از برگزاركنندگان و دعوت‌كنندگان تور مطبوعاتی ارومیه، مسئوليت ناکارآمدی خود را نپذیرفتند بلکه سعی کردند با سكوت كامل از زير بار آن شانه خالي كنند. درحالیکه بنا به نظر «پلیس راه آذربایجان غربی»، مسئولان ستادی و استانی سفر نیز در آن سانحه نقش دارند. از این رو باید اعلام کنیم؛ ریاست سازمان حفاظت محیط زیست، مدیریت برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه، مدیریت روابط عمومی سازمان محیط زیست، و همچنین مسئولان استانی به‌ویژه مدیریت محیط زیست آذربایجان غربی و مدیریت ستاد احیای دریاچه ارومیه در این استان، که از مسبببان اصلی واژگونی اتوبوس خبرنگاران و مرگ دو خبرنگار هستند، تاکنون حاضر به عذرخواهی و استعفا نشدند و حتی از احوالپرسی و عرض تسلیت به خانواده جانباختگان و خبرنگاران هم دریغ کردند.
    ما خبرنگارانی که از سانحه شوم واژگونی اتوبوس جان سالم به در بردیم، اعلام می‌کنیم؛ برای جلوگیری از پایمال شدن خون همکارانمان مهشاد و ریحانه و همچنین برای احقاق حقوق خود از مسببین آن سانحه شکایت کرده و با جدیت پیگیر روند قضایی هستیم. امید داریم که این موضوع توسط قوه قضاییه با نهایت دقت و فوریت مورد رسیدگی قرار گیرد تا تک تک مقصران پس از شناسایی به فراخور جزای خود مجازات شوند.
    ما خبرنگاران معتقديم اين فاجعه نبايد برای هیچ گروهی تكرار شود تا مبادا دیگر خبرنگاري، دانشجويي، دانش‌آموزي،‌ سربازي،‌ كارمندي و... جان خود را بر اثر اهمال مسئولان و فرسودگی و نقص فنی خودروها، از دست دهد. اين امر تنها در صورتي محقق می‌شود كه فاجعه «اتوبوس خبرنگاران» با حساسيت ويژه از سوي نهاد قضايي دنبال و ثابت شود که جان شهروندان در اين كشور واجد ارزش است و مقصران حتی اگر جزو مقامات و مسئولان باشند، به سزای عملشان می‌رسند.
    لازم است تاکید کنیم؛ رسانه‌هایی که خبرنگارانشان در سانحه واژگونی اتوبوس حضور داشتند، می‌توانند از مسببان آن سانحه یعنی سازمان محیط زیست و ستاد احیای دریاچه ارومیه از باب «ترک فعل» و «بی‌مبالاتی» به دادستانی کل و سازمان بازرسی کشور شکایت کنند و مستقل از دادخواهی خبرنگاران و خانواده جانباختگان، پیگیر روند قضایی باشند. بی‌شک انتظار می‌رود؛ خبرگزاری‌های ایسنا و ایرنا که خبرنگاران ارزشمند خود را در این سانحه از دست دادند، برای طرح شکوائیه از مسببان سانحه واژگونی اتوبوس، پیشرو و الگوی دیگر رسانه‌ها باشند.
    از سوی دیگر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به‌ویژه معاونت مطبوعاتی انتظار داریم برای تدوین دستورالعمل و استانداردی به‌منظور برگزاری سفرها و تورهای مطبوعاتی از سوی سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی، اقدام کند. ما خبرنگاران حاضر در سانحه واژگونی اتوبوس، جهت همکاری با وزارتخانه مذکور، به‌منظور تهیه این دستورالعمل ملی، آمادگی خود را اعلام می‌کنیم.
    باید اشاره کنیم که هنوز تعدادی از خبرنگاران بازمانده از سانحه در بستر بیماری به سر می‌برند و همه خبرنگاران دچار آسیب‌های شدید روحی هستند. اتفاق کوچکی نبود که ما ۲۱ نفره رفتیم اما ۱۹ نفر برگشتیم و چه کسی می‌داند که این اتفاق چه زخم عمیق و غیر قابل جبرانی را روی قلب ما خبرنگاران بازمانده، به جا گذاشته است؟ زخم و جراحتی که گذشت ۴۰ روز و شب هم مرهمی برای آن نشد. 40 روز و شب را با اشک و حسرت به هم دوختیم اما افسوس که مرور هزارباره آن لحظات دردناک، مهشاد و ریحانه دو همکار عزیزمان را به ما برنگرداند. هزاران بار آرزو کردیم که ای کاش زمان به عقب برمی‌گشت و اصلا راهی سفر ارومیه نمی‌شدیم. البته بی‌دعوت که نرفته‌ بودیم. همه می‌دانید؛ ما خبرنگاران و عکاسان به دعوت ستاد احیای دریاچه ارومیه و سازمان حفاظت محیط زیست جهت تهیه گزارش از آخرین وضعیت دریاچه ارومیه، برای اینکه بار دیگر صدای محیط زیست ایران باشیم، این سفر ناتمام را شروع کردیم.

    در پایان ضمن تسلیت مجدد به خانواده جانباختگان «مهشاد کریمی» و «ریحانه یاسینی»، از کلیه هم‌وطنان و اهالی رسانه که در این مدت، شریک غم و جویای احوال ما بودند، سپاسگزاریم و بار دیگر از همه رسانه‌ها خواهشمندیم؛ به‌منظور احقاق حق همکاران و هم‌صنفان خود و برای محاکمه مقصران سانحه «واژگونی اتوبوس خبرنگاران» در کنار ما باشند.

    امضاکنندگان:
    آسیه اسحاقی
    نگار اکبری
    فاطمه باباخانی
    مریم جعفری
    سمیرا خباز
    زینب رحیمی
    زهرا رفیعی
    آیسان زرفام
    علی شریف‌زاده
    مرتضی صادقی
    حسن ظهوری
    کیمیا عبدالله‌پور
    سهیل فرجی
    فروغ فکری
    زهرا کشوری
    مهدی گوهری
    صدرا محقق
    ابراهیم نژادرفیعی
    فاطمه هنرور

    بیانیه خبرنگاران بازمانده از واژگونی اتوبوس
  • سامانه نوبت‌دهی واکسن خبرنگاران باز شد
    سه شنبه, 12 مرداد 1400

    سامانه نوبت‌دهی واکسن کرونا برای خبرنگاران باز شد. خبرنگاران سراسر کشور که کد ملی آنها قبلا به مرکز فناوری اطلاعات وزارت بهداشت ارسال شده است از هم‌اکنون می‌توانند از طریق سامانه salamat.gov.ir محل، روز و ساعت دریافت واکسن را انتخاب کنند.

    سامانه نوبت‌دهی واکسن خبرنگاران باز شد